محمد مهدى ملايرى
342
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بهمن در تاريخ سنتى ايران در تاريخ سنتى ايران بهمن پسر اسفنديار پسر گشتاسب از پادشاهان اخير خاندان كيانى است . اين بهمن نام ديگرش اردشير بوده « 1 » ، و هم اوست كه به اردشير درازدست معروف شده . اين شاه در زند و هومن يسنا يا بهمنيشت با عنوان كىارتخشير آمده و در تواريخ اسلامى هم به صورت كىاردشير ذكر شده « 2 » . مىتوان پنداشت كه لفظ بهمن نخست به صورت وصف با نام اردشير توام شده و به صورت « بهمن اردشير » درآمده كه به معنى « اردشير نيكمنش » است و كمكم صفت جاى اسم را گرفته و به نام بهمن شهرت يافته مانند انوشيروان براى خسرو اول ساسانى . در داستانهاى پهلوانى ايران بهمن داراى نام و آوازهاى بزرگ بود . نام بهمن با داستان بزرگترين پهلوان داستانى ايران يعنى رستم و دودمان سام نريمان درهم آميخته ، و در بسيارى از داستانهاى مربوط به اين دودمان نام او درميان است . و
--> ( 1 ) . به گفتهء فردوسى هنگامى كه بهمن از سيستان نزد گشتاسب نياى خود بازگشت او را اردشير ناميد : ورا يافت روشندل و يادگير * سخنگوى و دانا و گُرد و دبير از آنپس همى خواندش اردشير * چو ديدش بدانگونه وى را دلير ( 2 ) . بيرونى در « الآثار الباقية » ( ص 105 ) او را كى اردشير بهمن بن اسفنديار بن بشتاسف ناميده و لقب وى را « طويل الباع » نوشته . در مجمل التواريخ در اينباره چنين آمده : « كى بهمن پسر اسفنديار بود . . . و نام او اردشير بود » ( ص 30 ) . . . « و به ميسان اندر بهمن اردشير كرد و آن را فرات بصره همىخوانند . . . » ( ص 54 ) . در تاريخ حمزه ( سنى ملوك الارض . . . ) چنين توصيف شده : « كى اردشير و هو بهمن اسفنديار بن كشتاسب . . . و بنى بارض ميسان مدينة و سمّاها ايضا باسمه بهمن اردشير و هى المسماة فرات البصره . . . » ( ص 37 ) و در جاى ديگر از همان كتاب دربارهء اين شهر چنين آمده : « و اما بهمن اردشير فاسم لمدينة على شاطىء دجلة العوراء بارض ميسان ، و البصريون يسمونها باسمين ، احدهما بهمنشير و الآخر فرات ميسان » ( ص 43 ) . و چنين مىنمايد كه آنچه در همان كتاب در ذكر اردشير بن بابك بدينعبارت آمده : « و احدث اردشير من المدن عدة منها . . . بهمن اردشير » سهو قلمى از او باشد كه در اثر التباس دو نام اردشير بابكان و بهمن اردشير در ذهن او روى داده باشد ، زيرا اردشير بابكان نام بهمن نداشته است . حمزه در تاريخ خود گويد كه ايرانيان گمان مىكنند كه بهمن در زبان ايشان و كتب اخبارشان كوروش ناميده مىشود » ( ص 37 ) .